پرويز اذكائى

59

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

قبايل « گوتى » و « كاسى » ما قبل مادى بوده‌اند . هم آنان پيام زردشت فريانى مشرقى را دريافت كردند ، به عللى معيّن كه جاى ذكر آنها نباشد ، آن پيام وخشورانه را پذيرفتند ؛ و دين مجوسى ( - مغانى ) را منسوب به دو بنياد كردند ، كيش‌نامهء آن را هم بالمرّه به اسم اوستا تدوين نمودند . بارى ، اجزاى كتاب مقدّس ايرانى اوستا - كه بدانها « نسك » ( - دفتر / سفر / سوره ) گفته‌اند - حسب روايت كتاب دينكرد بيست و يك جزو بوده است ، كه در عهد ساسانى آنها را به سه دسته يا « بهر » هفت نسكى « گاسانيك » ( عبادات اوقات ) ، « مانثريك » ( ادعيه و اذكار ) و « داتيك » ( شرايع و احكام ) رده‌بندى كرده‌اند ؛ جمعا شامل 630 فصل و حدود / 133000 كلمهء اوستايى و / 844000 كلمهء زندى بوده است « 1 » . بايد گفت كه رده‌بندى مزبور ( سه بهرى ) به غايت كلى و تنها ناظر بر وجه غالب موضوع عامّ است ؛ و گرنه شمارى از نسكهاى اوستايى - چنان‌كه بازهم اشاره رود - دينى به مفهوم اخصّ كلمه نبوده است . از جمله ، نسك يكم ( سوتكر ) متضمّن مسائل تاريخى ، نسك پنجم ( نختر نسك ) يكسره ستاره‌شناسى و احكام نجوم ، نسك هفتم ( رتوشتايتى ) سياست مدن و اجتماعيات ، نسك هشتم ( بريش ) متضمّن حقوق مدنى ، نسك دهم ( ويشتاسپ ) متضمّن مسائل تاريخى و حكمت عملى ، نسك دوازدهم ( چيتراداد ) يكسره نژادشناسى و پزشكى و تاريخ ملى ، نسك‌هاى 15 - 19 داتيك غالبا مسائل حقوق و قضاى مدنى ؛ و نسك 17 ( هوسپارم ) متضمّن ستاره‌شناسى هم بوده‌اند . اينك ، شمارى از نسك‌هاى اوستايى يا گزارش‌هاى ( زند ) آنها مفقود است ، امروز اوستاى موجود شامل پنج كتاب مىباشد : 1 - يسنا ، 2 - يشتها ، 3 - ويسپرد ، 4 - ونديداد ، 5 - خرده اوستا . ( 1 ) . يسنا ، نيايشنامهء اوستايى است كه شامل هفتاد و دو « ها / هات » ( - باب / فصل ) مىباشد ، كهن‌ترين آنها ( 17 هات ) همانا دفتر « گاتها » ( - گاهان / گاسان ) - از حدود اوايل هزارهء يكم پيش از ميلاد - كه پيشتر ذكر آن گذشت ، بدينكه سرودهاى نيايشى روايت و انشاد ( - برخواندن ) خود زردشت پيامبر ( سدهء 7 ق . م . ) است . اما پس از آن ، « يسنا » ى هفت فصل كه باز از كهن‌ترين بخش‌هاى اوستاست ، بىگمان انشاد ( - برخواندن ) و بل انشاء ( - پديد آوردن ) مغان فرزانهء مادستان طىّ سدهء 7 ق . م . در شهر

--> ( 1 ) . گفتارى دربارهء دينكرد ( دكتر مشكور ) ، ص 77 - 98 .